سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
محصول امنیتی ارگ

نمایش تصویر در وضیعت عادی

تازه‌ترین مطالب

مطالب آرشیوی

مطالب برگزیده

مطالب دانلودی

تفسیر «وسع کرسیه السماوات و الارض» در آیة الکرسی(3)ـ
دانشگاه یا بازداشتگاه و اندرزگاه
تفسیر «وسع کرسیه السماوات و الارض» در آیة الکرسی(2)ـ
تفسیر «وسع کرسیه السماوات و الارض» در آیة الکرسی(1)ـ
استادان برترند یا سپوران؟!!
نقد نظریه ابوزید در زمینه گفتاری بودن قرآن
متن سخنرانی «چیستی زبان قرآن»(3)ـ
متن سخنرانی «چیستی زبان قرآن»(2)ـ
متن سخنرانی «چیستی زبان قرآن»(1)ـ
تفسیر آیه «اذ ابتلی»: معنای «ظالمین»
پاسخ به سئوالی دیگر در زمینه آیه «اذ ابتلی»
پاسخ به سئوالاتی درباره آیه «اذ ابتلی»
تفسیر آیه «اذ ابتلی»: امامت برتر است، یا نبوت
نقد دیدگاه علامه طباطبایی در زمینه مفهوم تفسیر به رأی
نفی رمزی بودن زبان قرآن
[عناوین آرشیوشده]

سوابق علمی
عقاید دینی
عقاید مذهبی
اخلاقی و اجتماعی
زن در قرآن
وحی
خاستگاه فرهنگی قرآن
جغرافیای قرآن
ترجمه قرآن
تفسیر به رأی
قرآن و عرفان
قرآن و خاورشناسان
اخبار قرآنی و حدیثی
مطالب قرآنی و حدیثی
غلو و غالیان
فضای نزول قرآن
معناشناسی قرآن
تفسیر تاریخی قرآن
اعجاز قرآن
جمع و تدوین مصحف
نزول قرآن
ترتیب نزول قرآن
تاریخ گذاری قرآن
ناسخ و منسوخ
ظاهر و باطن و تأویل
محکم و متشابه
علم تفسیر
تفسیر آیات
قرآن و علوم انسانی
آسیب شناسی پژوهش در علوم قرآنی
روش شناسی پژوهش در علوم قرآنی
بایسته‌های پژوهش در علوم قرآنی
چکیده پایان نامه های قرآنی و حدیثی
نظریه پردازی، نوآوری و نقد
نظریه عرفی بودن زبان قرآن
نظریه خطابه ای بودن قرآن
نظریه گفتاری بودن قرآن
نقد نظریه ابوزید درباره گفتاری بودن قرآن
نقد نظریه رؤیاهای رسولانه دکتر سروش
نظریه عرب حجاز بودن مخاطبان قرآن
نظریه ترجیح تفسیر به ترتیب نزول
نقد نظریه زبان خاص داشتن قرآن
مباحث حدیثی
ماجرای گروه اینترنتی قرآن دانشجو
ماجرای غصب طرح های تحقیق
ماجرای محاکمه

مقالات شخصی در پایگاه مجلات تخصصی
مقالات شخصی در پرتال جامع علوم انسانی
مقالات شخصی در سایت مگ ایران
بایسته های قرآنی و حدیثی برای پایان نامه
روش طراحی طرح تحقیق پایان نامه ها و رساله ها
مراحل انتخاب موضوع پایان نامه
 راهنمایی موضوعات پایان نامه ها
روش تحقیق در تاریخ گذاری سوره های قرآن
روش تحقیق در معناشناسی مفردات قرآن
لینکستان قرآن و حدیث
لینکستان مذهبی
 گروه علمی - پژوهشی قرآن دانشجو
گزارش و تحلیل چند فراگیری معجزه آسای قرآن
من شیعه ام
دین و مذهب من
حقانیت دین از دو منظر
خشونت ورزی ریشه دین گریزی
اصالت ما، ایرانیت یا اسلامیت و تشیع
پیامبر(ص) و دغدغه جانشینی
موضع گیری سیاسی فاطمه(س)، برهان قاطع حقانیت امامت امام علی(ع)ـ
عصمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
ماهیت توسل و شفاعت
گریه و لباس سیاه برای امام حسین(ع)
اخلاقی بودن نظریه ولایت فقیه
درس آموزی از حادثه ها
اخلاق اسلامی در نقد علمی
 نقد علمی یا محاکمه عالم
 متن دفاعیه ماجرای محاکمه
دیدار حضرت آیت الله العظمی مکارم دام ظله
شهادت نامه بیش از 40 تن از اعضای قرآن دانشجو
 ماجرای عبرت آموز محاکمه اینجانب
گناهان کبیره در ماجرای پرونده سازی محاکمه
استشهاد آری، استشمام هرگز
حساسیت های مخالفان در زمینه نظریات اینجانب
حرمت نقض مقررات دولتی در محیط علمی
داستان عجیب غصب طرح های تحقیق
پاسخ به شبهات دینی یک دانشجوی علوم قرآنی
پاسخ به شبهات دینی یک دختر ایرانی مقیم خارج

دانلود نرم افزار تنزیل قرآن [7]
دانلود نرم افزار کتاب مقدس «مهر» [6]
دانلود نرم افزار جامع یهودپژوهی [4]
دانلود قرآن به ترتیب نزول طبق روایات مشهور [13]
دانلود تاریخ تفسیر دکتر پاکتچی [9]
دانلود کتاب پژوهشی در مصحف امام علی [4]
دانلود متن وبی(htm) کتاب مقدس [4]
[آرشیو(7)]

 

  تفسیر «وسع کرسیه السماوات و الارض» در آیة الکرسی(3)ـ

 

 

متنی که اینک ملاحظه می کنید، در پاسخ به سومین سئوالی است که درباره عبارتی از آیة‌ الکرسی مطرح شده است. اجمال سئوال این است که حفظ آسمان ها از سقوط بر زمین قابل فهم است؛ اما حفظ زمین به چه معناست؟ پاسخ این است که چون زبان قرآن همان زمان متعارف عرب عصر نزول است و در هر زبان عرفی هم تسامح وجود دارد، باید در آیه فقط همان حفظ آسمان ها را منظور دانست که مفهوم عرف است. براین اساس، به طور کلی، جستجو کردن دقت های بلاغی و علمی و فلسفی و منطقی و مانند آنها در قرآن که به زبان عرفی نازل شده، خطاست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سئوال: به نام خدا و باسلام

منظور از «یمسک» درباره آسمان را فرمودید، خورشید و ماه و ستارگان بسان پرندگانی دانسته شدند. در آیه «إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا» از «نگهداری زمین» نیز سخن رفته، به نظر نمی رسد تصور افراد در عصر نزول درباره زمین هم مانند آنچه درباره آسمان فرمودید بوده باشد. چطور می فرمایید؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ: سئوال شما به واقع این است که مردم عصر نزول، زمین را ثابت و خورشید و ماه را متحرک می دانستند و بسان پرنده بودن با خورشید و ماه که در آسمان حرکت می کنند، سازگاری دارد؛ نه با زمین که با نگاه ظاهری در زیر پای ما ثابت به نظر می رسد. حال این تلقی با این آیات قرآن که در آنها آمده، خداوند سماوات و ارض را نگه می دارد، چگونه سازگاری دارد؟ شاید بفرمایید که این با نظر علمی سازگارتر است که زمین را نیز متحرک می شمارد.

پاسخ اینجانب به سئوال مذکور این است که قرآن به زبان عرفی نازل شده و در زبان عرفی برخی از تسامح ها وجود دارد. یکی از تسامح ها این است که گاهی دو چیز که به هم عطف می شود و بعد ضمیری مثنی در ظاهر به آنها بر می گردد؛ اما در واقع به هر دوی آن دو چیز راجع نیست؛ بلکه به یکی از آنها راجع است. در این زمینه نمونه های متعددی را می توان یاد کرد که اینک به آنها پرداخته می شود.

نمونه اول- آیه مرج البحرین

در سوره الرحمن آمده است:

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ * بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ * ... یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (رحمن، 19-20 و 22)؛ دو دریا را [به گونه ‏اى‏] روان کرد [که‏] با هم برخورد کنند. میان آن دو، حدّ فاصلى است که به هم تجاوز نمى‏کنند. * ... از هر دو [دریا] مروارید و مرجان برآید.

در خصوص این که در آیه آمده است، از هر دو دریای شور و شیرین، مروارید و مرجان خارج می‌شود، این سئوال مطرح است که چطور چنین گفته شده است؛ حال آن که آنها فقط از دریاى شور استخراج می‌شوند، نه دریاى شیرین؟

پاسخ این است که تثنیه آمدن «بحرین» و «منهما» در این آیات تسامحی است؛ یعنی خداوند در این آیات استخراج لؤلؤ و مرجان از هر دو دریا را اراده نکرده؛ بلکه فقط دریای شور را اراده کرده است؛ به همین رو برخی از مفسران تعبیر «منهما» را «من احدیهما» تأویل برده اند.

مؤید دیگر این که در جای دیگر به جای این که دریا را مثنی بیاورد، مفرد آورده است:

وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَی الْفُلْکَ مَواخِرَ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون (نحل، 14)؛ و اوست کسى که دریا را مسخّر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید، و پیرایه‏ اى که آن را مى‏پوشید از آن بیرون آورید. و کشتیها را در آن، شکافنده [آب‏] مى ‏بینى، و تا از فضل او بجویید و باشد که شما شکر گزارید.

نمونه دوم – آیه قریتین

در سوره زخرف آمده است:

وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظیمٍ (زخرف، 31)؛ و گفتند: «چرا این قرآن بر مردى بزرگ از [آن‏] دو شهر فرود نیامده است؟»

سئوالی که اینجا مطرح است،‌ این است که آیا مراد این است که مشرکان مکه تمایل داشتند، از هر دو شهر مکه و طائف پیامبری مبعوث می شد و بر هر کدام قرآنی نازل می گردید؟

پاسخ این است که نه منظور این است که یک نفر از شهر مکه یا شهر طائف مبعوث می شد که البته شخصیت اجتماعی مهمی داشته باشد و به تعبیر مشرکان مکه «رجل عظیم» باشد؛ بر همین اساس، مفسران تعبیر «من القریتین» را به «من إحدى القریتین» تأویل برده اند.

نمونه سوم – آیه معشر الجن و الانس

در سوره انعام آمده است:

«یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ» (انعام، 130)؛ اى گروه جن و انس، آیا از میان شما فرستادگانى براى شما نیامدند؟

سئوالی که اینجا مطرح است،‌ این است که رسولان و پیامبران از بنى آدم ‌اند و از نسل انسان‌اند، نه از جن و موجودات نامرئى؛ حال چگونه خطاب به جن و انس شده است؟

پاسخ در اینجا نیز این است که این تسامحی است و مراد فقط همان انس است و لذا مفسران «منکم» را به «من احدیکم» تأویل برده اند.

نمونه چهارم – اقطار سماوات و ارض

باز در سوره الرحمن آمده است:

یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ اْلإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (رحمن، 33)؛ اى گروه جنّیان و انسیان، اگر مى‏توانید از کرانه ‏هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید، پس رخنه کنید. [ولى‏] جز با [به دست آوردن‏] تسلّطى رخنه نمى‏کنید.

منظور آیه از «کرانه های آسمان ها و زمین» همان همان کرانه های آسمان است که به زمین با نگاه ظاهری مماس شده است.

نمونه پنجم – آیة الکرسی

همین طور، تعبیر «حِفْظُهُما» در آیة الکرسی از قبیل تسامح قلمداد می گردد و مراد فقط نگهداری آسمانهاست.

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما(بقره، 255)؛ کرسىِ او آسمانها و زمین را در بر گرفته، و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست‏.

نمونه ششم – آیه امساک سماوات و ارض

بر اساس آنچه آمد، تعابیر «تَزُولا» و «زالَتا» و «أَمْسَکَهُما» در آیه مورد بحث نیز از باب تسامح برشمرده و منظور فقط نگهداری آسمان ها از سقوط است.

إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُورا (فاطر، 41)؛ همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه مى‏دارد تا نیفتند، و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمى‏ دارد اوست بردبار آمرزنده.

مؤید این که مراد فقط «سماوات» است، آیه ذیل است:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ وَ الْفُلْکَ تَجْری فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ (حج، 65)؛‌ آیا ندیده‏اى که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید، و کشتیها در دریا به فرمان او روانند، و آسمان را نگاه مى‏دارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد، مگر به اذن خودش [باشد]. در حقیقت، خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.

تکمله

اگر ما خواسته باشیم، مراد از «حفظ» و «امساک» را در آیات مورد بحث، به زمین هم برگردانیم، باید همان تصوری را که در قرآن بازتاب یافته،‌ در معنای آیات مذکور بیان کنیم؛ نه این که به علم نجوم معاصر مراجعه کنیم و بر دستاوردهای علمی جدید تطبیق دهیم.

در قرآن آمده است که خداوند کوه ها را در زمین قرار داده است که آن را از لرزش حفظ کند؛ چنان که آمده است:

خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى فِی اْلأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِکمْ (لقمان، 10)؛ آسمانها را بى‏ هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوه‏ هاى استوار بیفکند تا [مبادا زمین‏] شما را بجنباند.

نیز در جای دیگر آمده است:

وَ جَعَلْنا فِی اْلأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فیها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ * وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آیاتِها مُعْرِضُونَ (انبیاء، 31-32)؛ و در زمین کوه‏ هایى استوار نهادیم تا مبادا [زمین‏] آنان [مردم‏] را بجنباند، و در آن راههایى فراخ پدید آوردیم، باشد که راه یابند. و آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم، و [لى‏] آنان از [مطالعه در] نشانه‏ هاى آن اعراض مى‏ کنند.

همین طور در جای دیگر آمده است:

هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکمُ اْلأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی مَناکبِها وَ کلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ * ءَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّماءِ أَنْ یَخْسِفَ بِکمُ اْلأَرْضَ فَإِذا هِیَ تَمُورُ * أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّماءِ أَنْ یُرْسِلَ عَلَیْکمْ حاصِباً فَسَتَعْلَمُونَ کیْفَ نَذیرِ (ملک، 15-17)؛ اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید، پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى [خدا] بخورید و رستاخیز به سوىِ اوست. آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‏ اید که شما را در زمین فروبرد، پس بناگاه [زمین‏] به تپیدن افتد؟ یا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‏ اید که بر [سر] شما تندبادى از سنگریزه فروفرستد؟ پس به زودى خواهید دانست که بیم ‏دادن من چگونه است!

چنان که ملاحظه می گردد، در این آیات آسمان بسان سقفی دانسته شده است که بر روی زمین زده شده، بدون این که هیچ ستونی زیر این سقف نهاده شده باشد و نیز زمین را بسان فرشی در زیر پای شما آرام قرار داد که بر روی آن حرکت کنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

لینک دو قسمت قبل: تفسیر «وسع کرسیه السماوات و الارض» در آیة الکرسی(1)ـ + تفسیر «وسع کرسیه السماوات و الارض» در آیة الکرسی(2)ــ

 


 
   نویسنده:   جعفر نکونام

نظرهای شما ( )

 (پنج شنبه 93 شهریور 6 ساعت 12:21 صبح)

 

  دانشگاه یا بازداشتگاه و اندرزگاه

 

 

در هر زبانی این گونه است که وقتی یک واژه ای نحوست پیدا می کند، یک معادلی که زیبا باشد، برایش می سازند. واژه زندان از آن جمله است. معروف ترین معادل هایی که برای آن انتخاب کرده اند، اندرزگاه، ندامتگاه و بازداشتگاه است. من در این نوشتار می خواهم دانشگاه را در شرایط کنونی ایران با زندان مقایسه کنم و بیان کنم تا چه اندازه به آن شباهت دارد.

1. دانشگاه یا بازداشتگاه

به نظر می رسد، دانشگاه باید چنان که از نامش پیداست، محل دانش و آموزش و پژوهش علمی و نظریه پردازی و نوآوری و نقد باشد و دانشگاهیان لحظه به لحظه مرزهای دانش را بگسترند یا یک مشکل واقعی را حل کنند؛ اما اگر بنا بر این نهاده شود که 40 ساعت یا کمتر در طول هفته یک استاد را در جایی حبس کنند که نتواند یک مقاله ای بنویسد یا یک سخنرانی علمی داشته باشد یا در یک میزگرد علمی شرکت کند؛ بلکه او را در اتاقی چندنفره حبس کنند که به طور پیوسته محل آمد و شد همکاران و دانشجویان است و گاهی از شلوغی اتاق صدا به صدا نمی رسد و گاهی هم که اتاق خلوت می شود، وقت ارزشمند استادان به گعده های روزمره و احوال پرسی ها و جک و خنده و گفتگوهای باری به هر جهت تلف شود، آیا دانشگاه با چنین شرایطی چه فرقی با بازداشتگاه دارد؟ چرا در دانشگاه های ما بیش از آن که به پژوهش و بحث علمی و نظریه پردازی و نوآوری و نقد بها بدهند، به حضور فیزیکی وقت تلف کن، بها می دهند؟

در اینجا مناسب می دانم، شما را به گوشه ای از متن نامه یک استاد تمام نمونه کشوری جلب کنم که ترفیع سالانه او را به سبب کسر حضور چند ساعته ای در دو ماه از سال ندادند؛ علیرغم این که در طول همین سال بیش از ده مقاله از او در مجلات معتبر منتشر شده بود.

او به مسئول مربوط نوشته است:

به استحضار می رساند که ... مطلع شدم که کمیته منتخب دانشگاه پرونده ترفیع سالانه اینجانب را به خاطر کمتر از حد نصاب بودن ساعات حضور اینجانب در دانشگاه در دو ماه آذر و اسفند 91 به دانشکده عودت داده اند....

1. غرض بنده از نوشتن این نامه این نیست که یک پایه برای افزایش حقوقم بگیرم. این پایه را تقدیم می کنم به کسانی که آن را از من دریغ داشتند. بنابراین شما از همین الان می توانید ماجرا را تمام شده بدانید و این پایه را به بنده ندهید. هدف من این است که بگویم بسیار متأسفم از این که در دانشگاهی فعالیت می کنم که مسئولانش در مورد حق و حقوق استادانش چنین تصمیم می گیرند.

2. آیا به نظر شما عادلانه است که میزان ساعات حضور فیزیکی همه افراد اعم از مربی، استادیار، دانشیار و استاد، آن هم با هر میزان تولید علمی یکسان باشد؟ بنده از سال 89 تا کنون استاد تمام این دانشگاه هستم. هیچ کاری هم جز تدریس و تحقیق در زمینه رشته ام ندارم. حتی در یکسال گذشته تمام درخواست های تدریس از دانشگاه های دیگر -که عمدتا مربوط به مقطع دکتری بوده است- رد کرده ام و فقط ممحض در کار دانشگاه ... هستم. فقط در سایت علمی نورمگز 64 مقاله به زبان های فارسی، عربی و انگلیسی از اینجانب نمایه شده و همگی آنها با عنوان دانشگاه ... ثبت شده است. آیا این است احترام مسئولان دانشگاه به استادانی که بیشترین وقت مفیدشان – چه در محیط دانشگاه و چه در منزل- صرف اعتلای دانش در دانشگاه ... کرده اند؟

3. من در یکسال گذشته در سه مقطع دکتری، ارشد و کارشناسی تدریس کرده ام. نتایج ارزیابی دروس حتما خدمت شما و آقایان هست. اگر نیست برای یک بار هم شده نزد دانشجویان دکتری بروید و از کیفیت و کمیت دروس اینجانب سؤال کنید. نیز می دانید علاوه بر تدریس و راهنمایی پایان نامه ها، چندین مقاله علمی پژوهشی به چاپ رسانده ام (که برخی از آنها در فرم ترفیع آورده ام) یا مجوز چاپشان گرفته ام. برای اطلاع بیشتر شما می گویم که در یک سال گذشته سه مقاله در نشریات علمی پژوهشی به چاپ رسانده ام، چهار مقاله هم مجوز چاپشان از مجلات علمی پژوهشی گرفته ام و دو مقاله در مجلات علمی ترویجی و دو مقاله در مجلات علمی تخصصی به چاپ رسانده ام، در یک همایش بین المللی هم شرکت کرده ام و مقاله ام در مجموعه مقالات همایش به چاپ رسیده است. آیا با وجود این، من در انجام وظایف آموزشی و پژوهشی ام کوتاهی کرده ام؟! اگر تمام فعالیتهای پژوهشی سرپرست دانشگاه ... و معاونان ایشان، از جمله معاون محترم پژوهشی دانشگاه ...، در یک سال گذشته جمعاً به اندازه فعالیتهای بنده در یک سال گذشته برسد من از مسئولان محترم می خواهم که همه پایه هایی که تا به حال به من داده اند از من بگیرند. همینطور اگر تمام مقالات علمی - پژوهشی معاون محترم پژوهشی دانشگاه ... در 20 سال گذشته به اندازه مقالات علمی پژوهشی من در یک سال گذشته رسید همه سوابقم را یکجا تقدیم ایشان می کنم.

4. اینجانب سالهاست که از ناهار دانشگاه ... استفاده نمی کند و اوقات نماز، ناهار و استراحت را در منزل می گذراند و نه در دانشگاه. بنابراین ساعات حضور اینجانب صرفاً ساعات مفیدِ کاری بوده است. این در حالی است که بسیاری از عزیزان این ساعات را در دانشگاه به انجام فریضه ظهر و عصر و صرف ناهار و استراحت می پردازند و جزو ساعات موظفشان هم محاسبه می شود. آیا به نظر جنابعالی و مسئولان عالیرتبه دانشگاه، اعضای هیأت علمی در حین صرف ناهار و استراحت در استاد سرای دانشگاه نیز به تولید علم می پردازند یا مشاوره علمی می دهند؟! اگر جوابتان مثبت است که بنده متأسفم که سالها از قافله تولید علم و مشاوره علمی عقب افتاده ام! و اگر جوابتان منفی است لطفا همان ساعات ناهار و استراحت را که برای دیگران جزو ساعات موظفشان محسوب کرده اید به ساعات حضور ما نیز اضافه فرمایید که در این صورت مشکلی باقی نمی ماند.

5. آیا اعضای محترم هیأت امنا و هیأت رئیسه دانشگاه ... فقط در مورد کم کردن حقوق هیأت علمی وظیفه شرعی و ملی و قانونی دارند؟ آیا آنها در مقابل این که سالهاست حق الزحمه رساله های دکتری و پایان نامه های ارشد داده نشده است احساس مسئولیت نمی کنند؟ ترم های متوالی است که حق التدریس اعضای هیأت علمی را پرداخت نکرده اند، آیا هیچ یک احساس مسئولیت نمی کنند؟ آیا هیچ احساس کرده اند که با کم شدن ارزش پول ملی در هر سال میلیون ها تومان ضرر مالی به اعضای هیأت علمی زده اند. آیا آنها در برابر ندادن گرنت اعضای هیأت علمی و تشویق مقالات، خودشان را مدیون کسی نمی دانند؟

....

این بود، گوشه ای از نامه اعتراضی یک استاد تمام نمونه کشوری و اما بعد، من تصور می کنم، باید در دانشگاه ها به جای این که بر حضور فیزیکی و کمی استادان تأکید کنند، بر حضور کیفی و علمی ایشان تأکید نمایند. باید محیط دانشگاه فضای آرامی برای رشد علمی و تألیف مقاله و سخنرانی و میزگرد و نقد علمی باشد. بی تردید با حبس استادان در یک اتاق چند نفره هرگز چنین اهدافی تأمین نمی شود. امروزه که تلفن همراه و اینترنت وجود دارد و دانشجویان در هر وقت و بی وقت با استادان خود در تماس اند و استادان حتی در خانه خود به کار علمی و پژوهشی مرتبط با دانشجویان و دانشگاه اشتغال دارند، حبس ایشان در اتاق چند نفره و اتلاف وقت ارزشمند آنان، جفای بزرگی به آنان و علم و پژوهش است. مناسب است، به ازای هر مقاله یا میزگرد یا سخنرانی و یا هر کار علمی و پژوهشی مفیدی که استاد در هر محلی انجام می دهد، حضور فیزیکی را معادل سازی کنند.

 

2. دانشگاه یا اندرزگاه

متأسفانه در پی فتنه ای که در سال 88 در کشور به وجود آمد، محیط دانشگاه ها امنیتی شد و از یک سو، کرسی های نظریه پردازی و نوآوری و نقد تعطیل شد و فرصت های مطالعاتی و رفت و آمد استادان دانشگاه به دانشگاه های خارجی و همایش های بین المللی با محدودیت های فراوانی همراه گردید و از سوی دیگر، برخی از نهادها گویا با تصور این که استادان دانشگاه به اندرز نیاز دارند، کوشیدند، با کلاس های عقیدتی – سیاسی که برای استادان دانشگاه برگزار می کنند، ایشان را با معارف اسلامی و بصیرت های سیاسی لازم آشنا کنند. پنداری، تصور شد که ریشه فتنه در دانشگاه هاست و این بی بصیریتی دانشگاهیان است که منشأ فتنه شده است.

از دیگر سو، در آیین نامه ارتقای استادان، یک بخش فرهنگی هم افزودند و آن را یک ملاک قرار دادند تا میزان بصیرت سیاسی و التزام اعضای هیئت علمی را به اسلام و ولایت فقیه بسنجند و مانع ارتقای استادانی بشوند که کمترین زاویه فکری با اندیشه های سیاسی حاکم بر دانشگاه ها دارند.

ما با بصیرت افزایی و اندرزدهی مخالفتی نداریم. بی تردید برگزاری کلاس ها و کارگاه های علم افزایی خیلی ارزشمند است؛ اما باید دانست، با نام مقدس اسلام و ولایت فقیه بر سر استادان کوفتن و آنان را چون محبوسانی بر سر کلاس های ضیافت اندیشه نشاندن و ریا و تزویر و نفاق را تزریق کردن و به ازای مدرکی که برای حضور در این کلاس ها به استادان می دهند، نمره فرهنگی دادن و ارتقای آنان را به آن موکول کردن، نه تنها نتیجه مثبتی عاید نمی شود؛ بلکه باعث فساد اخلاق و رشد چاپلوسی و دورویی و نفرت افزایی نسبت به دین و ولایت فقیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی می شود.

باید توجه داشت که دانشگاه اندرزگاه نیست و در دانشگاه یک عده مجرم و نیازمند اصلاح و بصیرت حضور ندارند. دانشگاهیان خود منشأ فکر و فرهنگ و بصیرت و اندیشه دینی هستند. این خیلی خسارت بار است که استادان دانشگاه را بسان مجرمان سر کلاس بصیرت افزایی ها بنشانند و با نمره فرهنگی دادن به حضور در این کلاس ها، مقام علمی و منزلت اجتماعی استادان را فرو بکاهند. به میزان دیانت و پایبندی استادان به اسلام و ولایت فقیه نمره دادن و آن را ملاک ارتقا در نظر گرفتن، ثمره ای جز نفرت افزایی و نفاق پروری و فساد اخلاق در میان دانشگاهیان ندارد. شایسته است، ملاک ارتقا همان اموری قرار بگیرد که پیش از تغییر آیین نامه ارتقا وجود داشت؛ یعنی میزان فعالیت آموزشی و پژوهشی و اجرایی.

متأسفانه در دولت گذشته، استادان دانشگاه بسیار تحقیر شدند و چنان که در پست قبلی به آن پرداختنم، آنان را در حد سپوران و بلکه حتی ستوران تنزل دادند و این خسارت بزرگی به علم و فرهنگ و دین و اخلاق جامعه به باور آورده و می آورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لینک مرتبط:  استادان برترند یا سپوران؟!! +قصه پرغصه آزاداندیشی و نظریه پردازیخطوط قرمز آزاداندیشی و نظریه پردازی +  چالش های پیشاروی معرفت دینی معاصر + نقد علمی یا محاکمه عالم؟ +  ماجرای عبرت آموز محاکمه اینجانب  + داستان عجیب غصب طرح های تحقیق


 
   نویسنده:   جعفر نکونام

نظرهای شما ( )

 (سه شنبه 93 شهریور 4 ساعت 7:24 صبح)

 

   1   2   3   4   5   >>   >

صفحه اول | ایمیل |   RSS 

شمار بازدیدها

 

امروز: 176 بازدید
دیروز:
403 بازدید
کل بازدیدها:
519511 بازدید

 

جستجوی مطالب در وبلاگ



در کل اینترنت
در این وبلاگ

 

عضویت در گروه قرآن دانشجو

نشانی پست الکترونیک

معرفی گروه قرآن دانشجو

توجه: چنانچه از این طریق نتوانستید، عضو شوید، تقاضای عضویت خود را از طریق ایمیل یا قسمت نظرهای شما در وبلاگ به مدیر گروه اطلاع دهید تا به عضویت شما اقدام شود.

 

شناسنامه

 

دسته بندی مطالب

 
 

پایگاه های دوستان