سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
آموزش پیرایش مردانه اورجینال

نمایش تصویر در وضیعت عادی

تازه‌ترین مطالب

مطالب آرشیوی

مطالب برگزیده

مطالب دانلودی

برتری های دین اسلام(8)
برتری های دین اسلام(7)
برتری های دین اسلام(6)
برتری های دین اسلام(5)
برتری های دین اسلام(4)
برتری های دین اسلام(3)
پاسخ نکونام به انتقادات حجت الاسلام بابایی
نقد آقای بابایی بر مطالب جلسه پیش کرسی آقای سعیدی روشن
گزارش ایکنا از کرسی نظریه‎پردازی زبان گفتمان قرآن
برتری های دین اسلام(2)
برتری های دین اسلام(1)
مدیریت انتصابی، آفت دین و دانش در دانشگاه ها
قرآن، کتاب موعظه(3)
قرآن، کتاب موعظه(2)
قرآن، کتاب موعظه(1)
[همه عناوین(388)][عناوین آرشیوشده]

سوابق علمی
عقاید دینی
عقاید مذهبی
اخلاقی و اجتماعی
زن در قرآن
وحی
خاستگاه فرهنگی قرآن
جغرافیای قرآن
ترجمه قرآن
تفسیر به رأی
قرآن و عرفان
قرآن و خاورشناسان
اخبار قرآنی و حدیثی
مطالب قرآنی و حدیثی
غلو و غالیان
فضای نزول قرآن
معناشناسی قرآن
تفسیر تاریخی قرآن
اعجاز قرآن
جمع و تدوین مصحف
نزول قرآن
ترتیب نزول قرآن
تاریخ گذاری قرآن
ناسخ و منسوخ
ظاهر و باطن و تأویل
محکم و متشابه
علم تفسیر
تفسیر آیات
قرآن و علوم انسانی
آسیب شناسی پژوهش در علوم قرآنی
روش شناسی پژوهش در علوم قرآنی
بایسته‌های پژوهش در علوم قرآنی
چکیده پایان نامه های قرآنی و حدیثی
نظریه پردازی، نوآوری و نقد
نظریه عرفی بودن زبان قرآن
نظریه خطابه ای بودن قرآن
نظریه گفتاری بودن قرآن
نقد نظریه ابوزید درباره گفتاری بودن قرآن
نقد نظریه رؤیاهای رسولانه دکتر سروش
نظریه عرب حجاز بودن مخاطبان قرآن
نظریه ترجیح تفسیر به ترتیب نزول
نقد نظریه زبان خاص داشتن قرآن
مباحث حدیثی
ماجرای گروه اینترنتی قرآن دانشجو
ماجرای غصب طرح های تحقیق
ماجرای محاکمه
تفسیر آیه اذ ابتلی
تفسیر آیة الکرسی
صنفی دانشگاهی

مقالات شخصی در پایگاه مجلات تخصصی
مقالات شخصی در پرتال جامع علوم انسانی
مقالات شخصی در سایت مگ ایران
* چکیده هزاران پایان نامه های قرآنی
بایسته های قرآنی و حدیثی برای پایان نامه
روش طراحی طرح تحقیق پایان نامه ها و رساله ها
مراحل انتخاب موضوع پایان نامه
 راهنمایی موضوعات پایان نامه ها
روش تحقیق در تاریخ گذاری سوره های قرآن
روش تحقیق در معناشناسی مفردات قرآن
لینکستان قرآن و حدیث
لینکستان مذهبی
 گروه علمی - پژوهشی قرآن دانشجو
گزارش و تحلیل چند فراگیری معجزه آسای قرآن
من شیعه ام
دین و مذهب من
اغراق گویی، ریشه دین گریزی
خشونت ورزی ریشه دین گریزی
اصالت ما، ایرانیت یا اسلامیت و تشیع
پیامبر(ص) و دغدغه جانشینی
موضع گیری سیاسی فاطمه(س)، برهان قاطع حقانیت امامت امام علی(ع)ـ
عصمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
ماهیت توسل و شفاعت
گریه و لباس سیاه برای امام حسین(ع)
اخلاقی بودن نظریه ولایت فقیه
درس آموزی از حادثه ها
اخلاق اسلامی در نقد علمی
 نقد علمی یا محاکمه عالم
 متن دفاعیه ماجرای محاکمه
دیدار حضرت آیت الله العظمی مکارم دام ظله
شهادت نامه بیش از 40 تن از اعضای قرآن دانشجو
 ماجرای عبرت آموز محاکمه اینجانب
گناهان کبیره در ماجرای پرونده سازی محاکمه
استشهاد آری، استشمام هرگز
حساسیت های مخالفان در زمینه نظریات اینجانب
حرمت نقض مقررات دولتی در محیط علمی
داستان عجیب غصب طرح های تحقیق
مظلومیت روشنفکران دینی
حقانیت دین از دو منظر
گفتگویی با یک بی خدا درباره خدا و دین
پاسخ به شبهات دینی یک دانشجوی علوم قرآنی
پاسخ به شبهات دینی یک دختر ایرانی مقیم خارج

دانلود مستشرقان و تاریخ گذاری قرآن، اسکندرلو [21]
دانلود درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، نکونام [24]
دانلود پژوهشی در مصحف امام علی، نکونام [73]
دانلود نرم افزار مژده(متن و شرح کتاب مقدس) [80]
دانلود لیست پایان نامه های دینی و قرآنی [330]
دانلود خلاصه 2100 پایان نامه های قرآنی [234]
.
دانلود نرم افزار تنزیل قرآن [86]
دانلود نرم افزار کتاب مقدس «مهر» [75]
دانلود نرم افزار جامع یهودپژوهی [83]
دانلود قرآن به ترتیب نزول طبق روایات مشهور [116]
دانلود تاریخ تفسیر دکتر پاکتچی [93]
دانلود متن کتاب مقدس(عهدین، انجیل برنابا) [204]
[آرشیو(13)]

 

  برتری های دین اسلام(8)

 

 

متنی که اینک می آید، هشتمین قسمت پاسخ به سئوالی است که راجع به وجوه برتری اسلام بر ادیان دیگر با تکیه بر آیات قرآن، از اینجانب پرسیده شده بود. در قسمت های قبلی، سهله و سمحه بودن شریعت اسلام، تکثرگرایی اسلام، مبارزه با خرافه ها و مبارزه با سنت های باطل، ابتنای دین اسلام بر فطرت و اخلاق و عدالت، تأکید اسلام بر مسئولیت اجتماعی، نفی ستمگری و ستم پذیری و مبارزه با ثروت اندوزی، آرامش بخشی دین اسلام سخن گفته شد. آنچه در این قسمت از آن سخن می رود، مبارزه اسلام با نژادپرستی در زمینه است.

 

2. 12. مبارزه اسلام با نژادپرستی

یکی دیگر از برتری های اسلام مبارزه اسلام با نژادپرستی است. طبق بیان قرآن، همه انسان ها از یک مرد و زن یعنی آدم و حوا آفریده شدند و لذا هیچ کس بر دیگری به لحاظ نژاد برتری ندارد. تنها برتری انسان به نیکوکاری و پرهیزگاری و پاک زیستن است. در سوره حجرات ناظر به قبایل مختلف عربی که در مدینه می زیستند و میان خود تفاخر می کردند و هر کدام خود را از دیگری برتر می دانست و دیگری را مسخره می کرد و با لقب های زشت می خواند و از یکدیگر عیب جویی می کردند، چنین آمده است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ * یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ * یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ (حجرات، 11-13)

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانى زنانِ [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقب هاى زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند. اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، از بسیارى از گمان ها بپرهیزید که پاره ‏اى از گمان ها گناه است، و جاسوسى مکنید، و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده ‏اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید. [پس‏] از خدا بترسید، که خدا توبه ‏پذیر مهربان است. اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است.

در تفسیر ابوالفتوح رازی آمده است:

مقاتل گفت: چون رسول- علیه السلام- مکّه بگشاد، بلال را فرمود تا بر بام کعبه رفت و بانگ نماز کرد. عتّاب بن اسید گفت: الحمد للّه که پدرم نمانده است تا این ندیدى، و حارث بن هشام [گفت‏]: محمّد جز این کلاغ سیاه را نیافت تا مؤذّن خود کردى! سهیل بن عمرو گفت: اگر خداى چیزى خواهد بگرداند. ابو سفیان بن حرب گفت: من چیزى نمى ‏یارم گفت، که هر چه ما گوییم، خداى آسمان محمّد را خبر مى ‏دهد. خداى تعالى جبرئیل فرستاد و رسول را از همه خبر داد. رسول- علیه السلام- همه را بخواند و خبر داد، هر یکى را از آنچه گفته بودند. خداى تعالى [این‏] آیت فرستاد و ایشان را زجر کرد از آن که به نسب فخر کنند و به بسیارى مال درویشان را حقیر دارند.

نیز آمده است:

یزید بن سمره گفت: رسول- علیه السلام- در بازار مدینه مى ‏گذشت، غلامى سیاه را در بازار مى‏ فروختند و او مى ‏گفت: مرا شرطى است با آن که مرا بخرد که مرا به اوقات نماز باز ندارد که پنج نماز به جماعت در پى رسول مى‏ گزارم. مردى او را به این شرط بخرید و او پنج نماز در قفاى رسول- علیه السلام- مى‏کرد. رسول- علیه السلام- هر وقت آن غلام را مى‏ دید. روزى چند بر آمد که او را ندید. خواجه غلام را گفت: غلام کجاست؟ گفت: یا رسول اللّه تب دارد. او را گفت: بیا تا برویم و او را بپرسیم. آنگه برفت و او را بپرسید. و روز [ى‏] چند بر آمد صاحب غلام را بپرسید که غلام چون است؟ گفت: یا رسول اللّه او در حالت خود است. رسول- علیه السلام- برخاست و به بالین او رفت و او در نزع بود. ساعتى بود غلام جان بداد و با پیش خداى رفت. رسول- علیه السلام- تولّاى غسل و تکفین‏ [و دفن‏] او کرد. مهاجر و انصار را از آن غمى عظیم حاصل شد، ما خان و ما [ن‏] خود را رها کرده ‏ایم و در خدمت رسول بیامده، هیچ کس این ندیدیم از او در زندگى و بیمارى و مرگ که این غلام سیاه دید. انصار گفتند: ما به جان و مال و خان و مان مواسا کردیم، غلامى حبشى را بر ما بگزید. خداى تعالى این آیت فرستاد براى عذر رسول- علیه السلام- و باز نمود که: نسب را اثرى نیست، و انّما کار تقوى دارد و پرهیزگارى، گفت: یا أَیُّهَا النَّاسُ، خطاب است با جمله آدمیان از زن و مرد و عرب و عجم و برده و آزاد، جز کودک و دیوانه و ناقص عقل کز او خارج اند به دلیل عقل. إِنَّا خَلَقْناکُمْ ما بیافریدیم شما را از نر و ماده از مردى و زنى، یعنى آدم و حوّا- علیهما السلام. (روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‏18، ص41-43)

همچنین آمده است:

عبد اللّه عمر گفت: رسول را دیدم بر ناقه قصواء نشسته روز فتح مکّه استلام ارکان مى ‏کرد به چوبى که در دست داشت بر شبه عصایى، و مسجد الحرام چنان که هیچ جاى نبود آن جا که شترى بخسپد، آنگه برون آمد و مردم با او برون آمدند، خطبه کرد و حمد و ثناى خداى کرد، آنگه گفت: اى [مردمان حمیّت جاهلیّت از شما ببردند و تفکّه و مزاح او و فخر کردن به پدران. انّما النّاس رجلان]؛ مردمان دو مردند: یکى برّ و تقى و کریم بر خداى تعالى، و یکى فاجر شقى خوار بر خداى تعالى. آنگه این آیت بخواند.

و باز آمده است:

یحیى بن ابی کثیر روایت کرد که رسول- علیه السلام- گفت: انّ اللّه تعالى لا ینظر الى صورکم و لا الى اموالکم و لکن ینظر الى قلوبکم و اعمالکم و انّما انتم بنو ادم فاکرمکم على اللّه اتقیکم‏؛ خداى تعالى به صورت هاى شما ننگرد و نه به مال هاى شما، و لکن به دل هاى شما بنگرد و عمل هاى شما [و شما] همه فرزندان آدمى، گرامی ترین شما بر خداى آن است که بر خداى پرهیزگارتر باشد. (روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‏18، ص45)


 
   نویسنده:   جعفر نکونام

نظرهای شما ( )

 (سه شنبه 94 اردیبهشت 15 ساعت 8:2 صبح)

 

  برتری های دین اسلام(7)

 

 

متنی که اینک می آید، هفتمین قسمت پاسخ به سئوالی است که راجع به وجوه برتری اسلام بر ادیان دیگر با تکیه بر آیات قرآن، از اینجانب پرسیده شده بود. در قسمت های قبلی، سهله و سمحه بودن شریعت اسلام، تکثرگرایی اسلام، مبارزه با خرافه ها و مبارزه با سنت های باطل، ابتنای دین اسلام بر فطرت و اخلاق و عدالت، تأکید اسلام بر مسئولیت اجتماعی، نفی ستمگری و ستم پذیری و مبارزه با ثروت اندوزی سخن گفته شد. آنچه در این قسمت از آن سخن می رود، در زمینه آرامش بخشی دین اسلام است.

2. 11. آرامش بخشی اسلام

شاید بزرگ ترین ثمره ای که یک دین می تواند داشته باشد، آرامش بخشی آن است. آنچه انسان را می آزارد، ناملایماتی که در زندگی با آن مواجه است و نیز مرگ که تمام سرمایه حیات دنیوی انسان را نابود می سازد. بی تردید اگر باورهایی وجود نداشته باشد که به زندگی در این دنیا معنا و هدفی معقول بدهد و او را از پوچی حیات دنیوی برهاند و نیز اگر تجربه ها و اعمالی در زندگی دنیا نباشد که مایه آرامش و صفای باطن او باشد، حیات دنیوی سراسر نومیدی و رنج و پوچی خواهد بود.

اسلام با القای باور به غیب و تأکید بر داشتن تجربه های قدسی و ترغیب به نیکوکاری انسان ها را از نومیدی و پوچ گرایی می رهاند و حیاتی آرام و لذت بخش را برای انسان ها رقم می زند.

اسلام به عنوان دینی الهی که از همان آغاز آفرینش انسان با او همراه بوده و از سوی پیامبران الهی تبلیغ می شده است، همواره تأکید کرده است که اگر می خواهید خوف و حزنی نداشته باشید، ایمان به خدا و حیات پس از مرگ داشته باشید و نیکوکاری کنید و تجربه های قدسی داشته باشید.

در قرآن خطاب به آدم و همسرش به طور مجمل تبعیت از هدایت الهی برطرق سازنده خوف و حزن برشمرده شده و آمده است:

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 38)

فرمودیم: «جملگى از آن فرود آیید. پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد، آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد.

و در جای دیگر این تعبیر «تبعیت از هدایت الهی» بسط داده شده و ذکر خدا از عوامل گشایش و آرامش در زندگی دانسته شده و آمده است:

قالَ اهْبِطا مِنْها جَمیعاً بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى‏ * وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏ (طه، 123-124)

فرمود: «همگى از آن [مقام‏] فرود آیید، در حالى که بعضى از شما دشمن بعضى دیگر است، پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد، هر کس از هدایتم پیروى کند نه گمراه مى‏شود و نه تیره ‏بخت.» و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگی خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏ کنیم.»

نیز در جای دیگر، به واقع آمده است که هدایت الهی از سوی رسولان الهی به بنی آدم ابلاغ می شود و پرهیزگاری و انجام اعمال صالح باعث آرامش زندگی دانسته شده است:

یا بَنی‏ آدَمَ إِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی‏ فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (اعراف، 35)

اى فرزندان آدم، چون پیامبرانى از خودتان براى شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند، پس هر کس به پرهیزگارى و صلاح گراید، نه بیمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین مى‏شوند.

در جای دیگر رسالت تمام رسولان الهی بشارت به حیات پس از مرگ برشمرده شده و افزوده شده است که ایمان به آن و انجام اعمال صالح باعث آرامش دانسته شده است:

وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (انعام، 48)

و ما پیامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى ‏فرستیم، پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.

در قرآن، ایمان به خدا و روز بازپسین و عمل صالح سه رکن تمام ادیان الهی برای آرامش انسان ها برشمرده شده؛ چنان که آمده است:

إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 62)

در حقیقت، کسانى که [به اسلام‏] ایمان آورده، و کسانى که یهودى شده‏ اند، و ترسایان و صابئان، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمى بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد.

همین مضمون در جای دیگر قرآن نیز آمده است (نک: مائده، 69). نیز در جای دیگر عمل صالح بسط داده شده و به واقع، اقامه نماز به عنوان ایجاد رابطه با خدا و دادن زکات به عنوان نیکی به مردم از مصادیق اعمال صالح برشمرده شده و چنین آمده است:

إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 277)

کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده ‏اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.

پنهان نماند، این آرامشی که در آیات قرآن از آن سخن رفته، هم در حیات دنیوی و هم در حیات اخروی برقرار است؛ چنان که در جای دیگر آمده است:

أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ * الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ (یونس، 62-64)

آگاه باشید، که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏ شوند. همانان که ایمان آورده و پرهیزگارى ورزیده‏ اند. در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است. وعده‏هاى خدا را تبدیلى نیست این همان کامیابى بزرگ است.

در آیات قرآن ایمان به خدا و به خاطر داشتن او بسیار مورد تأکید قرار گرفته؛ چنان که در جایی آمده است:

الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد، 28)

همان کسانى که ایمان آورده ‏اند و دل هایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دل ها آرامش مى ‏یابد.

در جای دیگر، زندگی بی خدایی بسان به فرازکوه بالارفتن و به تنگ آمدن نفس برشمرده شده است:

فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کَذلِکَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ (انعام، 125)

پس کسى را که خدا بخواهد هدایت نماید، دلش را به تسلیم خدا شدن مى ‏گشاید و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ مى ‏گرداند چنان که گویى به زحمت در آسمان بالا مى‏رود. این گونه، خدا پلیدى را بر کسانى که ایمان نمى ‏آورند قرار مى‏دهد.

پنهان نماند، چنان یادکردی از خدا باعث آرامش است که از روی رقت قلب باشد؛ نه از روی قساوت قلب؛ چنان که آمده است:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولئِکَ فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ (زمر، 22)

پس آیا کسى که خدا سینه ‏اش را براى تسلیم خدا شدن گشاده، و [در نتیجه‏] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏ باشد [همانند شخص سخت دل است‏]؟ پس واى بر از سخت ‏دلان از یاد خدا! اینانند که در گمراهى آشکارند.

نیز در وصف مؤمنان اهل کتاب آمده است:

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى‏ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً *‌ وَ یَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً * وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ وَ یَزیدُهُمْ خُشُوعاً (اسراء، 107-109)

بگو: « [چه‏] به آن ایمان بیاورید یا نیاورید، بى ‏گمان کسانى که پیش از [نزول‏] آن دانش یافته‏اند، چون [این کتاب‏] بر آنان خوانده شود سجده ‏کنان به روى درمى‏ افتند.» و مى‏ گویند: «منزّه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما قطعاً انجام شدنى است.» و بر روى زمین مى‏افتند و مى‏گریند و بر فروتنى آنها مى ‏افزاید.

یا در وصف مؤمنان از اهل اسلام آمده است:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ (انفال، 2-3)

مؤمنان، همان کسانى ‏اند که چون خدا یاد شود دل هایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکّل مى‏ کنند. همانان که نماز را به پا مى ‏دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ ایم انفاق مى‏ کنند.

 تردیدی نیست که این رقت قلب است که هم آرامش می آورد و هم انسان ها را به رسیدگی به مردم و انفاق به تهیدستان بر می انگیزاند.

قرآن برترین ذکر خدا را که باعث پاکی از گناه و دوری از کارهای زشت و ناپسند می شود، نماز برشمرده و گفته است:

اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ (عنکبوت، 45)

آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است بخوان، و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازمى‏دارد، و قطعاً یاد خدا بالاتر است، و خدا مى‏داند چه مى‏ کنید.

و نیز برترین ذکر و نماز را ذکر و نماز در شب خوانده؛ چنان که آمده است:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً * وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً (اسراء، 78-79)

نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار، و [نیز] نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور است. و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله ‏اى باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.

نیز در جای دیگر آمده است:

یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً *‌ أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً * إِنَّا سَنُلْقی‏ عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقیلاً * إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً * إِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویلاً *‌وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتیلاً (مزمل، 1-8)

اى جامه به خویشتن فروپیچیده، به پا خیز شب را مگر اندکى، نیمى از شب یا اندکى از آن را بکاه، یا بر آن [نصف‏] بیفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان. در حقیقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مى ‏کنیم. قطعاً برخاستن شب، رنجش بیشتر و گفتار [در آن هنگام‏] راستین ‏تر است.  [و] تو را، در روز، آمد و شدى دراز است. و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز.


 
   نویسنده:   جعفر نکونام

نظرهای شما ( )

 (شنبه 94 فروردین 15 ساعت 11:39 صبح)

 

   1   2   3   4   5   >>   >

 

نمایش تصویر در وضیعت عادی

صفحه اول | ایمیل |   RSS 

شمار بازدیدها

 

امروز: 512 بازدید
دیروز:
744 بازدید
کل بازدیدها:
811453 بازدید

 

جستجوی مطالب در وبلاگ



در کل اینترنت
در این وبلاگ

 

عضویت در گروه قرآن دانشجو

نشانی پست الکترونیک

معرفی گروه قرآن دانشجو

توجه: چنانچه از این طریق نتوانستید، عضو شوید، تقاضای عضویت خود را از طریق ایمیل یا قسمت نظرهای شما در وبلاگ به مدیر گروه اطلاع دهید تا به عضویت شما اقدام شود.

 

شناسنامه

 

دسته بندی مطالب

 

کــتــاب هــا