سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
mp3 player شوکر

نمایش تصویر در وضیعت عادی

تازه‌ترین مطالب

مطالب آرشیوی

مطالب برگزیده

مطالب دانلودی

برتری های دین اسلام(6)
برتری های دین اسلام(5)
برتری های دین اسلام(4)
برتری های دین اسلام(3)
پاسخ نکونام به انتقادات حجت الاسلام بابایی
نقد آقای بابایی بر مطالب جلسه پیش کرسی آقای سعیدی روشن
گزارش ایکنا از کرسی نظریه‎پردازی زبان گفتمان قرآن
برتری های دین اسلام(2)
برتری های دین اسلام(1)
مدیریت انتصابی، آفت دین و دانش در دانشگاه ها
قرآن، کتاب موعظه(3)
قرآن، کتاب موعظه(2)
قرآن، کتاب موعظه(1)
رفتار پیامبر رحمت با ناهمدین
قدرت روشنفکری دینی در دفاع عقلانی از دین
[همه عناوین(386)][عناوین آرشیوشده]

سوابق علمی
عقاید دینی
عقاید مذهبی
اخلاقی و اجتماعی
زن در قرآن
وحی
خاستگاه فرهنگی قرآن
جغرافیای قرآن
ترجمه قرآن
تفسیر به رأی
قرآن و عرفان
قرآن و خاورشناسان
اخبار قرآنی و حدیثی
مطالب قرآنی و حدیثی
غلو و غالیان
فضای نزول قرآن
معناشناسی قرآن
تفسیر تاریخی قرآن
اعجاز قرآن
جمع و تدوین مصحف
نزول قرآن
ترتیب نزول قرآن
تاریخ گذاری قرآن
ناسخ و منسوخ
ظاهر و باطن و تأویل
محکم و متشابه
علم تفسیر
تفسیر آیات
قرآن و علوم انسانی
آسیب شناسی پژوهش در علوم قرآنی
روش شناسی پژوهش در علوم قرآنی
بایسته‌های پژوهش در علوم قرآنی
چکیده پایان نامه های قرآنی و حدیثی
نظریه پردازی، نوآوری و نقد
نظریه عرفی بودن زبان قرآن
نظریه خطابه ای بودن قرآن
نظریه گفتاری بودن قرآن
نقد نظریه ابوزید درباره گفتاری بودن قرآن
نقد نظریه رؤیاهای رسولانه دکتر سروش
نظریه عرب حجاز بودن مخاطبان قرآن
نظریه ترجیح تفسیر به ترتیب نزول
نقد نظریه زبان خاص داشتن قرآن
مباحث حدیثی
ماجرای گروه اینترنتی قرآن دانشجو
ماجرای غصب طرح های تحقیق
ماجرای محاکمه
تفسیر آیه اذ ابتلی
تفسیر آیة الکرسی
صنفی دانشگاهی

مقالات شخصی در پایگاه مجلات تخصصی
مقالات شخصی در پرتال جامع علوم انسانی
مقالات شخصی در سایت مگ ایران
* چکیده هزاران پایان نامه های قرآنی
بایسته های قرآنی و حدیثی برای پایان نامه
روش طراحی طرح تحقیق پایان نامه ها و رساله ها
مراحل انتخاب موضوع پایان نامه
 راهنمایی موضوعات پایان نامه ها
روش تحقیق در تاریخ گذاری سوره های قرآن
روش تحقیق در معناشناسی مفردات قرآن
لینکستان قرآن و حدیث
لینکستان مذهبی
 گروه علمی - پژوهشی قرآن دانشجو
گزارش و تحلیل چند فراگیری معجزه آسای قرآن
من شیعه ام
دین و مذهب من
اغراق گویی، ریشه دین گریزی
خشونت ورزی ریشه دین گریزی
اصالت ما، ایرانیت یا اسلامیت و تشیع
پیامبر(ص) و دغدغه جانشینی
موضع گیری سیاسی فاطمه(س)، برهان قاطع حقانیت امامت امام علی(ع)ـ
عصمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
ماهیت توسل و شفاعت
گریه و لباس سیاه برای امام حسین(ع)
اخلاقی بودن نظریه ولایت فقیه
درس آموزی از حادثه ها
اخلاق اسلامی در نقد علمی
 نقد علمی یا محاکمه عالم
 متن دفاعیه ماجرای محاکمه
دیدار حضرت آیت الله العظمی مکارم دام ظله
شهادت نامه بیش از 40 تن از اعضای قرآن دانشجو
 ماجرای عبرت آموز محاکمه اینجانب
گناهان کبیره در ماجرای پرونده سازی محاکمه
استشهاد آری، استشمام هرگز
حساسیت های مخالفان در زمینه نظریات اینجانب
حرمت نقض مقررات دولتی در محیط علمی
داستان عجیب غصب طرح های تحقیق
مظلومیت روشنفکران دینی
حقانیت دین از دو منظر
گفتگویی با یک بی خدا درباره خدا و دین
پاسخ به شبهات دینی یک دانشجوی علوم قرآنی
پاسخ به شبهات دینی یک دختر ایرانی مقیم خارج

دانلود مستشرقان و تاریخ گذاری قرآن، اسکندرلو [3]
دانلود درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، نکونام [2]
دانلود پژوهشی در مصحف امام علی، نکونام [63]
دانلود نرم افزار مژده(متن و شرح کتاب مقدس) [69]
دانلود لیست پایان نامه های دینی و قرآنی [286]
دانلود خلاصه 2100 پایان نامه های قرآنی [205]
.
دانلود نرم افزار تنزیل قرآن [78]
دانلود نرم افزار کتاب مقدس «مهر» [69]
دانلود نرم افزار جامع یهودپژوهی [78]
دانلود قرآن به ترتیب نزول طبق روایات مشهور [108]
دانلود تاریخ تفسیر دکتر پاکتچی [80]
دانلود متن کتاب مقدس(عهدین، انجیل برنابا) [175]
[آرشیو(13)]

 

  برتری های دین اسلام(6)

 

 

متنی که اینک می آید، ششمین قسمت پاسخ به سئوالی است که راجع به وجوه برتری اسلام بر ادیان دیگر با تکیه بر آیات قرآن، از اینجانب پرسیده شده بود. در قسمت های قبلی، سهله و سمحه بودن شریعت اسلام، تکثرگرایی اسلام، مبارزه با خرافه ها و مبارزه با سنت های باطل سخن، ابتنای دین اسلام بر فطرت و اخلاق و عدالت گفته شد. آنچه در این قسمت از آن سخن می رود، تأکید اسلام بر مسئولیت اجتماعی، نفی ستمگری و ستم پذیری و مبارزه با ثروت اندوزی است.

 

2. 8. تأکید اسلام بر مسئولیت اجتماعی

اسلام تأکید دارد که افراد در قبال دیگران و جامعه تعهد و مسئولیت داشته باشند. یکی از توصیه های قرآنی دعوت به کارهای نیک و پسندیده و بازداشتن از کارهای بد و ناپسند است؛ چنان که آمده است:

وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران، 104)

و باید از میان شما، گروهى، [مردم را] به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.

البته این بدان معنا نیست که این صفت به دین اسلام اختصاص دارد. در ادیان دیگر نیز ممکن است، باشد؛ چنان که در قرآن راجع به اهل کتاب آمده است:

لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ * یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحینَ * وَ ما یَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَلَنْ یُکْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالْمُتَّقینَ (آل عمران، 113-115)

[ولى همه آنان‏] یکسان نیستند. از میان اهل کتاب، گروهى درستکردارند که آیات الهى را در دل شب مى‏ خوانند و سر به سجده مى ‏نهند. به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان مى‏دهند و از کار ناپسند باز مى‏ دارند و در کارهاى نیک شتاب مى‏کنند و آنان از شایستگانند و هر کار نیکى انجام دهند، هرگز درباره آن ناسپاسى نبینند، و خداوند به [حال‏] تقواپیشگان داناست.

در قرآن در خصوص افرادی که در مکه تحت ستم سران قریش به سر می بردند، آمده است:

وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً (نساء، 75)

و چرا شما در راه خدا [و در راه نجاتِ‏] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى ‏جنگید؟ همانان که مى ‏گویند: «پروردگارا، ما را از این شهرى که مردمش ستم ‏پیشه ‏اند بیرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.»

نیز درباره مسئولیت ثروتمندان نسبت به افراد فقیر در قرآن آمده است:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (بقره، 177)

نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى‏] و پیامبران ایمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ‏ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد کردن‏] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زکات را بدهد، و آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته‏ اند، و آنان همان پرهیزگارانند.

رسول خدا(ص) درباره مسئولیت افراد نسبت به همدیگر فرمود:

مثل المؤمنین فی توادهم وتعاطفهم وتراحمهم مثل الجسد إذا اشتکى منه شئ تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمى(مسند احمد، 4/ 270)

مثل مؤمنان در دوستی  و مهربانی و دلسوزی نسبت به یکدیگر مثل جسم است که هرگاه بخشی از آن گلایه کند(به درد آید)، سایر بخش های آن هم با او همنوایی می کنند.

نیز آن حضرت فرمود که هر کسی نسبت به زیردستش مسئولیت دارد. متن سخن ایشان چنین است:

کلکم راع و کلکم مسؤول فالأمیر الذی على الناس راع و هو مسؤول عن رعیته والرجل راع على أهل بیته وهو مسؤول و المرأة راعیة على بیت زوجها وهی مسؤولة والعبد راع على مال سیده وهو مسؤول ألا فکلکم راع وکلکم مسؤول (همان، 2/ 5)

 هر یک از مراعات کننده است و هر یک از شما نسبت به زیردستش مسئول است؛ از این رو، امیر مراعات کننده مردم و نسبت به آنان مسئول است. مرد نیز مراعات کننده خانواده اش و نسبت به آنان مسئول است و زن نیز مراعات کننده خانه شوهرش و نسبت به آن مسئول است و برده هم مراعات کننده مال اربابش و نسبت به آن مسئول است. بدانید که همه شما مراعات کننده و مسئول زیردست خود هستید.

البته نصح و خیرخواهی امری همگانی اعم از حاکمان و توده مردم است؛ چنانکه آن حضرت فرمود که اساساً دین جز خیرخواهی برای حاکمان و توده مردم نیست. تمیم داری آورده است:

قال رسول الله: إنما الدین النصیحة إنما الدین النصیحة إنما الدین النصیحة فقیل لمن یا رسول الله قال لله و لکتابه و لرسوله ولائمة المؤمنین و عامتهم (السنن الکبری للبیهقی، 8/ 163)

رسول خدا(ص) فرمود: دین جز خیرخواهی نیست. دین جز خیرخواهی نیست. دین جز خیرخواهی نیست. پرسیدند: ای رسول خدا خیرخواهی برای چه چیزهایی؟ پاسخ داد: برای خدا و برای کتابش و برای رسولش و برای حاکمان مؤمنان و عموم آنان. 

 

2. 9. نقی ستمگری و ستم پذیری

اسلام نه ستمگری را می پذیرد و ستم پذیری را. در آیاتی از قرآن، ضمن این که از رباخواری نهی شده و اظهار گردیده است که نباید از طریق رباخواری به مردم ستم شود، از تباهی سرمایه افراد نیز نهی شده و اظهار گردیده است که باید اصل سرمایه رباخوار به او برگردد:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ * وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره، 278-280)

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، از خدا پروا کنید و اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقى مانده است واگذارید و اگر [چنین‏] نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاسته ‏اید و اگر توبه کنید، سرمایه ‏هاى شما از خودتان است. نه ستم مى‏ کنید و نه ستم مى ‏بینید و اگر [بدهکارتان‏] تنگدست باشد، پس تا [هنگام‏] گشایش، مهلتى [به او دهید] و [اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،] بخشیدن آن براى شما بهتر است- اگر بدانید.

در آیاتی از قرآن، ضمن آن که صفات چندی برای مؤمنان بیان می شود، یکی از صفاتی که یاد می شود، این است که مؤمنان یاور ستمدیدگان است:

وَ الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ *‌ وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ * وَ الَّذینَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ * وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمینَ * وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبیلٍ * إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ * وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (شوری، 37-43)

و کسانى که از گناهان بزرگ و زشتکاری ها خود را به دور مى ‏دارند و چون به خشم در مى ‏آیند در مى ‏گذرند و کسانى که [نداى‏] پروردگارشان را پاسخ [مثبت‏] داده و نماز برپا کرده ‏اند و کارشان در میانشان با مشورت است و از آنچه روزیشان داده ‏ایم انفاق مى‏ کنند و کسانى که چون ستم بر ایشان رسد، یارى مى‏جویند [و به انتقام برمى‏ خیزند] و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند، پاداش او بر [عهده‏] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‏ دارد و هر که پس از ستم [دیدنِ‏] خود، یارى جوید [و انتقام گیرد] راه [نکوهشى‏] بر ایشان نیست. راه [نکوهش‏] تنها بر کسانى است که به مردم ستم مى‏ کنند، و در [روى‏] زمین به ناحق سر بر مى‏ دارند. آنان عذابى دردناک [در پیش‏] خواهند داشت و هر که صبر کند و درگذرد، مسلّماً این [خویشتن‏ دارى، حاکى‏] از اراده قوى [در] کارهاست.

 

 

2. 10. مبارزه با ثروت اندوزی

دین اسلام با ثروت اندوزی ثروتمندان مبارزه کرده و به رسیدگی به بینوایان تأکید می ورزد؛ چنان که آمده است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ کَثیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ * یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فی‏ نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ (توبه، 34-35)؛ اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا مى‏ خورند، و [آنان را] از راه خدا باز مى‏ دارند، و کسانى که زر و سیم را گنجینه مى‏ کنند و آن را در راه خدا هزینه نمى‏ کنند، ایشان را از عذابى دردناک خبر ده. روزى که آن [گنجینه‏] ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند [و گویند:] «این است آنچه براى خود اندوختید، پس [کیفر] آنچه را مى‏ اندوختید بچشید.»

تأکید اسلام بر این است که ثروت فقط در دست ثروت مندان نگردد؛ چنان که آمده است:

ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ (حشر، 7)

آنچه خدا از [دارایىِ‏] ساکنان آن قریه‏ ها عاید پیامبرش گردانید، از آنِ خدا و از آنِ پیامبر [او] و متعلّق به خویشاوندان نزدیک و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏ کیفر است.


 
   نویسنده:   جعفر نکونام

نظرهای شما ( )

 (دوشنبه 94 فروردین 10 ساعت 12:16 صبح)

 

  برتری های دین اسلام(5)

 

 

متنی که اینک می آید، پنجمین قسمت پاسخ به سئوالی است که راجع به وجوه برتری اسلام بر ادیان دیگر با تکیه بر آیات قرآن، از اینجانب پرسیده شده بود. در قسمت های قبلی، سهله و سمحه بودن شریعت اسلام، تکثرگرایی اسلام، مبارزه با خرافه ها و مبارزه با سنت های باطل سخن گفته شد. آنچه در این قسمت از آن سخن می رود، ابتنای دین اسلام بر فطرت و عدالت و اخلاق است.

 

2. 6. فطری بودن دین اسلام

دین اسلام، همان فطرت و عقل و فهم آدمی است و هیچ راز و رمزی در آن نیست و از انسان ها هرگز نمی خواهد که کورکورانه عمل کنند؛ چنان که آمده است:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (روم، 30)

 پس روى خود را با گرایش تمام به حقّ، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خداى تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.

نیز آمده است که پذیرش دین باید از روی آگاهی باشد؛ نه اکراه و اجبار:

لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (بقره، 256)

 در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنواىِ داناست.

چنان که از این آیات دانسته می شود، گوهر دین، فطرت است؛ یعنی همان چیزی که خود انسان پی به درستی و حقانیتش می برد و به آنها گرایش دارد. همین معنا در روایات نیز منعکس است؛ چنان که امام باقر(ع) فرموده است:

إنما یداقّ الله العباد فی الحساب یوم القیامة على قدر ما آتاهم من العقول فی الدنیا

خدا بندگان را در حسابرسی روز رستاخیز به اندازه خردهایی که در دنیا به آنان داده، دقت می کند. (برقی، 1/ 195).

به موجب این حدیث، خداوند از هرکسی می خواهد آنچه را که به عقل خود خوب می داند، مورد عمل قرار دهد و از آنچه به عقل خود بد می داند، پرهیز نماید. صدای خدا همان صدای عقل و وجدان ماست. پیامبران آمده اند که انسان ها را به همان احکام عقلی و فطری بخوانند؛ چنان که علی(ع) فرمود:

فبعث فیهم رسله وواتر إلیهم أنبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته ویذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول

خداوند رسولان و پیامبران را پی در پی فرستاد تا از مردم بخواهند به میثاق فطری خود عمل کنند و نعمت فراموش شده اشان را یادآور شوند و ... و عقل های دفن شده اشان را بیرون بیاورند. (نهج البلاغه، خطبه1، ج1، ص23)

بنابراین، این تصور که دین و شرع راز و رمز است و عقل بشری قادر به درک مناط و ملاک و فلسفه آن نیست و ما ملزم هستیم، کورکورانه احکامی را علیرغم آن که قبح و مفسده آن آشکار است، اجرا کنیم، باطل است. دین و شرع هیچ راز و رمزی ندارد.

شرع به واقع عبارت از همان احکام عقل و عقلاء است. مراد از احکام عقل همان احکامی است که بر حسن و قبح عقلی مبتنی است و از آنها به احکام اخلاقی هم تعبیر می کنند؛ نظیر عدالت ورزیدن و احسان کردن و امانت داری و راستگویی و مانند آنهاست و مقصود از احکام عقلائی همان قراردادهای است که در نظامات گذشته از سوی یک شخص متنفذ اعم از نبی یا رئیس قبیله و پادشاه و در نظامات جدید از سوی تمام یا اکثر یک جمعی مقرر می شود و مورد پذیرش جامعه واقع می گردد. چنین قراردادهایی تا جایی که با احکام عقلی یعنی اخلاقی در تعارض نباشد، مورد تأیید شرع است.

بنابر آنچه آمد، هر حکمی در صورتی که با احکام اخلاقی تعارض داشته باشد، حکمی خلاف شرع به شمار می آید ولو آن که بر آن نام حکم شرعی بگذارند؛ زیرا که شرع برای به کمال رساندن اخلاق آمده است؛ نه آن که اخلاق را زیرپا بنهد. شرع آمده است که حکم عقل (اخلاق) را حاکم کند؛ چنان که گفته اند:

کلما حکم به العقل حکم به الشرع؛ هر آنچه را که عقل به آن حکم کند، شرع به آن حکم می کند.

بر این اساس، معنا ندارد، حکمی را که بر خلاف حکم عقل و اخلاق است و یا با خرد جمعی و عقلانیت جهانی مخالف است، حکم شرعی بنامند. شرعی نامیدن چنین حکمی ثمره ای جز این ندارد که شرع و دین را از چشم جهان بیاندازد.

 

2. 7. اخلاقی بودن دین اسلام

چنان که گفته شد، بنیاد شرع بر اخلاق است؛ به همین رو پیامبر اسلام(ص) فرمود:

انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من تنها برانگیخته شدم که فضائل اخلاقی را به کمال برسانم. (بیهقی، السنن الکبری، ج10، ص192)

مهم ترین اصل اخلاقی، عدالت است و عدالت نیز عبارت از پاسداری از حقوق اشخاص اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان و نیز اعم از دوستان و دشمنان است.

در قرآن درباره گروه هایی از مسلمانان که سر به طغیان برداشته اند، گفته شده است که با عدل و قسط میان آنان صلح برقرار کنید و افزوده شده است که گروه ها با همدیگر با اخلاق و احترام رفتار نمایند:

وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتی‏ تَبْغی‏ حَتَّى تَفی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ *‌إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ *‌یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْوَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ * یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ * یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ (9-13)

‌ و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدّى کرد، با آن [طایفه‏اى‏] که تعدّى مى‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را عادلانه سازش دهید و عدالت ورزید که خدا عدالت ورزان را دوست ‏دارد. مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید. اى کسانى که ایمان آورده‏اید، نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانى زنانِ [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقب هاى زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند. اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از بسیارى از گمان ها بپرهیزید که پاره ‏اى از گمان ها گناه است، و جاسوسى مکنید، و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید. [پس‏] از خدا بترسید، که خدا توبه‏ پذیر مهربان است. اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى ‏تردید، خداوند داناى آگاه است.

دین اسلام تأکید می کند که با همه حتی با ناهمدینان و دشمنان بر مبنای عدالت و اخلاق رفتار شود؛ چنان که در ایام صلح حدیبیه بعد از قرارداد صلح ناظر به رفتار با مشرکان قریش نازل شد:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (مائده، 8)

 اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، براى خدا به داد برخیزید [و] به عدالت شهادت دهید، و البتّه نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و از خدا پروا دارید، که خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.

نیز در جای دیگر راجع به کافرانی که جنگی با مسلمانان ندارند، آمده است که به عدل و نیکی رفتار کنید:

لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ (ممتحنه، 8)

[امّا] خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده ‏اند، باز نمى ‏دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا عدالت ورزان را دوست ‏دارد.


 
   نویسنده:   جعفر نکونام

نظرهای شما ( )

 (چهارشنبه 94 فروردین 5 ساعت 9:13 عصر)

 

   1   2   3   4   5   >>   >

 

نمایش تصویر در وضیعت عادی

صفحه اول | ایمیل |   RSS 

شمار بازدیدها

 

امروز: 964 بازدید
دیروز:
636 بازدید
کل بازدیدها:
740599 بازدید

 

جستجوی مطالب در وبلاگ



در کل اینترنت
در این وبلاگ

 

عضویت در گروه قرآن دانشجو

نشانی پست الکترونیک

معرفی گروه قرآن دانشجو

توجه: چنانچه از این طریق نتوانستید، عضو شوید، تقاضای عضویت خود را از طریق ایمیل یا قسمت نظرهای شما در وبلاگ به مدیر گروه اطلاع دهید تا به عضویت شما اقدام شود.

 

شناسنامه

 

دسته بندی مطالب

 

کــتــاب هــا